تبليغاتX
حجاب

حجاب

بیل و قاشق (4)

ما در این مقاله در سه بخش مطالبی را ارائه میدهیم : بخش اول : تحقیقی درباره ی تفاوتهای موجود بین زن و مرد از نظر جسمی و روحی و روانی  ؛  بخش دوم : نقش و جایکاه و وظایف زن از دیدگاه معصومین (ع) ؛ بخش سوم : نظر صاحبنظران و متفکران غیر مسلمان درباره ی حقوق و وظایف و جایگاه هر یک از زن و مرد در خانواده و اجتماع  / لازم به ذکر است که نظر صاحبنظران خارجی را به منظور تأیید نظر اسلام نیاورده ام ؛ آنان کمتر از آنند که  اسلام نیازمند تایید آنها باشد یا از مخالفت آنها متزلزل گردد . زیرا اسلام بر اساس فطرت الهی بنا شده و فطرت الهی ثابت و لا یتغیر است (فطرة الله التی فطر الناس علیها ، لا تبدیل لخلق الله ، ذلک الدین القیم ) بلکه نظر آنها را برای کسانی آورده ام  که مبتلا به بیماری صعب العلاج غرب زدگی هستند و با اینکه در ظاهر مسلمانند ، چشم و گوششان به دهان غربیها دوخته شده و به چیزی که آنها تایید نکنند ، ایمان نمی آورند ! غرض دیگر من از ذکر نظر آنها ، اثبات این نکته است که احکام شرعی اسلام نه رفا تعبدی بلکه برخاسته از متن فطرت و خلقت است و به همین علت حتی غیر معتقدان به اسلام نیز به محتوای احکام آن معترف می باشند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 21:12  توسط زینب  | 

بیل و قاشق (3)

ممکن است شما اصل تفاوت را قبول کنید ولی آن را عارضی بدانید نه ذاتی و فطری ؛ همانند تفاوتی که بین چاق و لاغر ، کوتاه قد و بلند قد  و سفید پوست و سیاه پوست وجود دارد که چون عارضی است نه ذاتی موجب تفاوت حقوق و تکالیف نمیگردد . به نظر ما تفاوت زن ومرد فراتر از این حرفهاست و نه تنها جسم بلکه روح و روان آنها متفاوت هستند  و این تفاوتها ناشی از عوامل جغرافیائی و یا تاریخی و اجتماعی نیست بلکه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده است . اگر این مطلب اثبات شود ، چاره ای جز قبول اختلاف حقوق و تکالیف ندارید و اگر باز هم بر تساوی اصرار ورزید ، جوابی برای اعتراض قاشق نخواهید داشت ولی من در جواب این قاشق معترض میگویم : ای قاشق عزیز ، درست است که تو هم مثل بیل فلزی هستی  ولی صرف اشتراک در جنس دلیل تساوی شما در قدرت و کارائی نمیشود . کارهائی برای تو مناسب است که با قابلیتهای تو تناسب داشته باشد . تو برای غذا خوردن ساخته شده ای نه شخم زدن . جنس تو ظریف و حساس است و اگر در معرض هوای آزاد و نور خورشید قرار بگیری ، زنگ میزنی و فرسوده میشوی . اگر با تو شخم بزنند ،وجود نازنینت فرسوده میشود و کمرت از وسط میشکند . البته ممکن است قاشق مثال ما تحت تأثیر تبلیغات مسموم طرفداران تساوی بیل و قاشق  مخالفان تیعیض بین این دو ! قرار گرفته باشد و با جواب ما قانع نشود و باز هم دم از : (من هم میتوانم مثل بیل بلکه بهتر از او باشم ) بزند ! که در این صورت ما وظیفه ی نصیحت را نسبت به او انجام داده و او را به حال خود وا میگذاریم . قطعا بعد از مدتی که جامعه ی قاشقها بیرون از خانه بودن و دوشادوش بیلها کارکردن را تجربه نمودند و با مشکلات آن از نزدیک مواجه شدند  و البته بعد از تحمل خسارات جبران ناپذیر و از دست دادن هویت قاشقی خود ، به حرف ما خواهند رسید و نسلهای بعدی آنها کار در خانه را بر حضور در مزرعه ترجیح خواهند داد . ادامه دارد . . .

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 16:41  توسط زینب  | 

بیل و قاشق (2)

 . . .این نکته ی واضح را میتوان از طرز استخوان بندی اندام و روحیات و احساسات هر یک از زن و مرد، به خوبی فهمید . نمیگوئیم : خانه داری و تربیت فرزندان کاری دشوار نیست ولی بدون شک نیاز به ظرافت و لطافت و احساسات و عواطفی دارد که مرد از عهده ی آن برنمی آید .حتی در حیوانات هم این تقسیم کار وجود دارد : حیوان ماده عهده دار مراقبت و پرورش بچه ها و تغذیه ی آنها و وظیفه ی نر حمایت از خانواده و دفاع از لانه و آوردن غذا به آشیانه است .زن ومرد نیز ذاتا متفاوتند و طبیعتا و فطرتا دارای حقوق و تکالیف متفاوتی میباشند و اختلافاتی که در احکام شرع بین زن و مرد دیده میشود، ناشی از همین تفاوتهای ذاتی و طبیعی و فطری میباشد.نمیخواهیم بگوئیم :زن موجودی ناقص و مرد کامل است. نه، هر دو انسانند ولی انسان متفاوت ؛ به حدی که آنها را دو نوع از یک جنس بدانیم بهتر است تا دو فرد از یک نوع ! زن از نظر انسانیت چیزی کم از مرد ندارد؛همانطوری که قاشق از جهت فلز بودن کمتر از بیل نیست .ولی صرف اشتراک در جنس موجب تساوی این دو در کارائی و کارکرد نمیگردد . چون بعضیها تا صحبت از تفاوت بین زن و مرد میشود ،میگویند : زن چه کمی از مرد دارد ؟ زن هم انسان است و باید با مرد مساوی باشد ! آری زن هم انسان است ولی انسانی متفاوت و با ساختاری جدا از مرد . و در عین تفاوت هر کدام در جایگاه خود کاملند و مورد نیاز و بلکه مکمل یکدیگرند و هر یک بدون دیگری ناقص . ما به دنبال مرد سالاری نیستیم تا طرفدارات زن سالاری را به مقابله فرا خوانیم ؛ بلکه روی شایسته سالاری تاکید داریم و باید دید هر یک از زن و مرد برای چه کارهائی شایستگی دارند . !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 9:14  توسط زینب  | 

بیل و قاشق(1)

برخی از خوانندگان شعر پست قبلی را نپسندیده بودند، لذا برای توضیح آن مطالبی را به صورت تدریجی و سلسله وار خدمت شما تقدیم میدارم تا از نظراتتان در رفع اشکال یا تکمیل آن بهره مند گردم . همه میدانیم که بیل و قاشق دو وسیله وابزار، هستند برای انجام دو کار متفاوت : بیل برای کارهای دشوار و خشن مانند شخم زدن زمین و کندن چاه و قاشق برای کارهای ظریف و سبک مثل غذا خوردن و شیرین کردن چای / نه قاشق نسبت به بیل ناقص است و نه بیل نسبت به قاشق کاملتر . هر دو از جنس فلزند ولی با هم تفاوت دارند و در عین تفاوت هر کدام در جایگاه خود کاملند و مورد نیاز /  زن . مرد نیز در زندگی اینگونه اند : مرد برای کارهای دشوار و خشن بیرون از خانه و زن برای امور ظریف و حساس درون خانه . . . ادامه دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 22:17  توسط زینب  | 

هر کسی را بهر کاری . . .

خانه را بهر زنان آراستند ./ ./ . مرد را در کوه و صحرا ساختند ./ . /. هرکسی را بهر کاری ساختند
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 22:55  توسط زینب  | 

تمدن

اگر بی حجابی تمدن است حیوانات از ما متمدن ترند !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 5:56  توسط زینب  | 

حیا در خانه

درست است که اعضای خانواده با هم محرم هستند ولی این دلیل نمیشود که رعایت حریم حیا و عفاف را ننمایند ؛ خواهر و برادر حق ندارند جلوی هم هر لباسی را بپوشند و با هر پوششی ظاهر شوند ، ولی متاسفانه در برخی از خانواده ها این نکته ی مهم مراعات نمیگردد و این امر موجب تضعیف حیا و عفاف میشود حتی در اسلام از اینکه پدر و مادر در منظر کودک دو سه ساله با هم شوخیهای جنسی کنند ، منع شده است و در قرآن به فرزندان دستور داده که قبل از ورود به اتاق پدر و مادر اجازه بگیرند . همه ی این تدابیر به این خاطر است که حیا و عفاف از همان دوران کودکی و در کانون خانواده نهادینه گردد و عدم اعتنا به این نکات دیدیم و خواهیم دید که چه تبعات سوئی به بار می آورد .

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 16:20  توسط زینب  | 

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید/نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس که در او محبت زهرا نیست/علامه اگر هست سلامش نکنید

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 9:37  توسط زینب  | 

زن بدون حجاب مثل سیم برق بدون پوشش خطرناک است

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 12:14  توسط زینب  | 

پاسخ به آقای محمد که در بخش نظرات سوالی پرسیده بودند

فرمودید:( اساسا اشکال دید مردان است نه دیده شدن زنان)؛ درحالیکه اسلام هم به مردان دستور نگاه نکردن را داده و فرموده : ( النظر سهم من سهام ابلیس) و هم پوشش مو و بدن را بر زنان واجب ساخته است / باز فرمودید: ( چرا به جای ظالم مظلوم تنبیه میشود؟) جواب شما این است که : تنبیه ظالم دست من نیست . من به عنوان یک دختر وقتی در جامعه میبینم اگر رویم را نپوشانم تقریبا هر جوانی که به من میرسد ، نگاه آنچنانی میکند و احیانا چشمک و . . . چاره ای جز رو گرفتن ندارم ، درست مثل کسی که در منطقه ی آلوده ای وارد میشود ، چاره ای جز زدن ماسک ندارد . آیا شما حق دارید به او بگوئید: باید فضا را از آلودگی پاک کرد نه آنکه ماسک زد! خب پاکسازی فضا وظیفه ی دیگران و از قدرت او خارج است . آری اگر جامعه به حدی از بلوغ فرهنگی و عفاف و حیا برسد که مردانش به زنان نگاه آلوده ندوزند، من هم پوشیه ام را برخواهم داشت . به امید آن روز. . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 23:7  توسط زینب  | 

مخالفین مطالب وبلاگ من دو دسته اند : گروهی از اساس عفاف و پاکدامنی را قبول ندارند و معتقدند که روابط آزادنه ی جنسی اشکالی ندارد ؛ فوقش اگر بارداری ناخواسته پیش آمد ، سقط جنین را پیشنهاد میکنند!مخاطب من در این وبلاگ این گروه نیستند ( حداقل فعلا ) با اینها باید بحثهای ریشه ای تری نمود .گروهی هم به اصل عفاف باطنی و پوشش ظاهری و تبعات شوم روابط آزادانه جنسی معتقدند ولی چادر یا پوشیه را لازم نمیدانند و میگویند : حالا پیدا بودن چند شاخ مو و خنده و شوخی مختصر دختر و پسر به جائی برنمیخوره ؛ و نباید اینقدر درباره ی حجاب سخت گرفت ؛ چون هر چه بیشتر سختگیری باشه ، دختران حریصتر میشوند ؛ انشاءالله در پستهای بعدی به جواب این گروه خواهم پرداخت

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 5:59  توسط زینب  | 

دشواری حجاب

در جواب سوال کامنتی به نام گل رز  درباره ی علت سخت بودن حجاب و چادر بر دختران امروزی : 

میتوانم بگویم : به هر حال حجاب نوعی محدودیت است و طبع انسان از محدودیت گریزان . ولی گاهی میبیند بعضی از محدودیت ها اگر نباشد ، موجب بروز مشکلات و ناهنجاریهای فردی یا اجتماعی میگردد ؛ لذا خود را محدود میکند تا از آن مشکلات مصون بماند . مثلا کودکان دوست دارند هر غذای لذیذی را بخورند ولی پدر و مادر اجازه نمیدهد و او را در انتخاب و خوردن خوراکیها محدود میکند که این محدودیت در حقیقت در امان ماندن از امراض و موجب آزادی جسم او از بیماریهامیگردد، ولی چون کودک از این نکته غافل است برایش سخت میباشد و احساس میکند پدر و مادر با او دشمنی دارند که دست او را در خوردن باز نمیگذارند . حجاب نیز اینگونه است . برای چادریها هم بدون چادر ظاهر شدن آسانتر است ولی این محدودیت را تحمل میکنند تا از تبعات بی حجابی که به مرور در وبلاگم به آن خواهم پرداخت ، مصون بمانند . خلاصه آنکه ناآگاهی نسبت به عواقب شوم بی بند وباری در جامعه موجب شده تا رعایت حجاب بر دختران دشوار باشد . ولی اگر به آنها تفهیم گردد که پوشش به نفع تو و اجتماع است ، تحمل این محدودیت برایش آسان میشود . و تمام سعی من در این وبلاگ تبیین این موضوع است . نکته ی دیگر آنکه اگر دختران از همان کودکی به حجاب عادت کنند ، دیگر با حجاب بودن در نوجوانی برایشان سخت نیست . مثالی بزنم : نمیدانم شما عینکی هستید یا نه . انسان اوائل که عینک میزند، خیلی برایش سخت است و همیشه جلوی چشمش دو دسته ی فلزی و دو قاب شیشه ای میبیند ! ولی بعد از مدتی آنقدر برایش عادی میشود که گاهی  دنبال عینکش میگردد و همه جا را میگردد و وقتی از بقیه میپرسد:

عینک مرا ندیده اید؟ میگویند : روی چشماته !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:59  توسط زینب  | 

هم ظاهر هم باطن

اسلام دینی کامل و همه جانبه نگر است : هم به یاد خالق  بی نیاز باش : ( اقیمواالصلاه) هم  به فکر مخلوقات نیازمند :(آتواالزکاه) ؛ هم زبان را از دروغ و غیبت نگهدار هم دندان را با مسواک پاکیزه کن ؛ هم فکرت را از سوء ظن به دیگران نگهدار هم چشمت را از نگاه هوس آلود بازدار ؛ هم پاکدامن باش هم باحجاب ؛ هم رشوه نگیر هم ریش بگذار و خلاصه : هم باطنت را پاک نگهدار و هم ظاهرت را پاکیزه . کسانی که به باطن بیش از ظاهر اهمیت میدهند ناقصند و ناقص تر از آنها کسانی که ظاهر گرا هستند و از اصلاح باطن غافل

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:58  توسط زینب  | 

قضاوت نمیکنیم

در جواب  آقا محمد رضا در پست (حجاب رفتار و گفتار )

در جواب شما باید بگویم که : عدم رعایت حجاب همیشه به خاطر خود نمائی نیست ، در برخی محیطها و فرهنگ ها اهمیت حجاب آنطور که باید جا نیفتاده است ؛ و این یا به خاطر عدم تبلیغ صحیح یا تبلیغ نادرست و خشونت آمیز میباشد . هرگز نباید به صرف ظاهر یک بد حجاب یا حتی بی حجاب ، او را به بی دین بودن یا فساد متهم ساخت که گناه این کار قطعا بیشتر از گناه اوست . مردم در برابر گناهان عکس العملهای بسیار متفاوتی دارند ؛ مثلا دیده شده که شخصی شراب میخورد ولی حاضر نیست که دروغ بگوید ! ممکن است یک بد حجاب که زبان را از غیبت حفظ میکند نزد خدا محبوبتر از یک پوشیه ای ی اهل غیبت باشد . البته نباید این بهانه ای شود که حق اعتراض به بدحجابی از ما سلب شود زیرا ما با بدحجابی مخالفیم نه بد حجابان
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 17:55  توسط زینب  | 

حجاب رفتار و گفتار

برخی تنها حجاب را منحصر در پوشش بدن و موها از نامحرم می انگارند در حالیکه مهمتر از حجاب رخسار، حجاب گفتار و رفتاراست ، قرآن درباره ی حجاب گفتار می فرماید : ( لا تخضعن بالقول فیطمع اللذی فی قلبه مرض ) :  به نرمی و همراه با ناز وعشوه سخن مگوئید تا مریض دلان در شما طمع نورزند . و نیز دختر حضرت شعیب را میستاید که : ( تمشی علی استحیاء ) : با حیا راه میرفت . پس ای  چادر به سر مبادا در گفتارت بی حیا باشی  یا  حتی طرز راه رفتنت بیمار دلان را به طمع اندازد که در این صورت حتی با داشتن چادر نیز  بی حجاب به حساب میآئی !                                   

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:9  توسط زینب  | 

ممکن است شما نپسندید ولی من ترجیح میدهم صورتم را از نامحرم بپوشانم و مجالی برای نگاههای هرزه فراهم نکنم . البته برایم دانستن نظرات شما که برخاسته از افکار و عقائد یا سلیقه های متفاوت است نیز برایم جالب است

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 20:51  توسط زینب  |